بی هیچ ترس از جاذبه ی زمین

      
          مهری جعفری

 

 Translator: Sepideh Jodeyri

  
Another glass

 Another

 A little more

 A sip

 

 Room! Letís dance together

 Again

 Letís swing

 Into these loud laughs

Room! Letís not sleep

 Another glass

 Room!Letís roll into this vomit

 

Never mind

Tomorrow

 Youíll be as clean as today

 And may I.

 

No oneís looking at us now Room!

 Letís joy

 Letís not sleep anymore.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

استکانی دیگر

باز هم

کمی بیشتر

یک قطره

 

بگذار با هم برقصیم اتاق

باز هم

بگذار بچرخیم

با این خنده های بلند

 

بگذار نخوابیم اتاق

 

استکانی دیگر

 

بگذار در این استفراغ غلت بزنیم

 

مهم نیست

فردا

تو مثل امروز تمیز می‌شوی

من هم همین‌طور

 

حالا کسی ما را نمی‌بیند

بگذار کیف کنیم اتاق

بگذار دیگر نخوابیم

 

 

 

 

سايه‌ها

 

كه قبل از قامت‌هاي بلند

مي‌رسند


كه دراز مي‌شوند

كه عبور مي‌كنند

كه راه مي‌روند

 در پيشاپيش من

 

قبل از دست‌هاي دراز

مي‌رسند

كه در هوا

چرخ مي‌خورند

و خط مي‌كشند

كه فرود مي‌آيند

و من وزن آن‌ها را

مدت‌ها بر پشتم احساس مي‌كنم.

بر پهلوهايم

روي فرق سرم

بر مژه‌ها

پشت چشم‌ها

 

گاه هم فقط روي كفش‌هايم

وقتي در مقابل من

چون ورقه‌اي سبك

دراز افتاده‌اند.

 

 

مي‌ايستند

قبل از دست‌هاي ستبر

مي‌ايستند

شايد اين‌بار روي سر من

كه سنگين روي سينه‌‌ام

 كه تا دهليزهاي راست و چپ

كه از ديواره‌هاي تنگ

 

كه راه مي‌افتند

قبل از شلوار‌هاي ‎آويزان

محو مي‌شوند

 پشت اتومبيل‌هاي بزرگ

و ساختمان‌هاي خاكستري

 

شايد

تا سينه‌هاي ديگر

و دهليزهاي پيچ‌ ‌پيچ

و ديواره‌‌هاي ديگر

شايد

در كنار خانه‌هاي ديگر

روي سرهاي ديگر

كه باقي بمانند.