بایگانی صفحه اول تازه های شعر کتابخانه پیوندها شعر، علیه فراموشی |
نامه با یاد کشته شده گان ِ قتل های زنجیره ایوحید گل بهاری
نامه ام عالی ست. نامه به مردی که در زمستان خنجری
به قلب ِ پدرم فرو کرد. بی دلیل و بهانه.
از باور ِ به صلح نامه می نویسم به مردی که به
نام ِ خدا خنجر به قلب ِ پدرم فرو کرد
اگر می خواهی بخوان نامه ام را به نام ِ صلح:
بخوان بخوان به نام ِ صلح به جلاد.
صلح در شکل ِ کلمه که
نخست نزد ِ خدا بود و کلمه خدا بود
نه مُهر دارد نه
لاک نه امضا نه تمبر باز است و بی
پاکت بی تاریخ.
نامه ای تُهی به جلاد در پاکتی
که هیچ بر آن نیست و هیچ در آن.
نانی پخته برای
جلاد با کلامی در آن در بسته ای که هیچ در
آن نیست.
سوار بر چاپار با نامه
و پاکت و بسته و رنگ پریده از کلام ِ خدا.
خدای بی عشق و بی
بخشش در نامه ای بی لاک و بی مُهر
خدا پشت ِ در با نامه ای در بسته
ای
نانوا با نان ِ پخته پشت
ِ در رنگ پریده
نامه! نامه!
می خندد و بالا می آورد
خدا را می ستاید با عشق. وحید گل بهاری (نوامبر 2004)
|