بایگانی      صفحه اول       تازه های شعر    کتابخانه      پیوندها      شعر، علیه فراموشی    

 


لیلا فرجامی به
سال 1351 در تهران متولد شد. او پس از تکمیل دوران راهنمایی در ایران با خانواده اش مهاجرت کرد. او بیش از ده سال است که به سرودن شعر و ترجمه ی شعر مشغول است. اولین مجموعه ی شعر فرجامی به نام «هفت دریا شبنمی» در سال 1379 توسط نشر روزگار در ایران به چاپ رسیده است. دومین کتاب شعر او به نام «گاوهای خوشبخت آلپ» همراه با مجموعه ی اشعار ترجمه شده به زودی در ایران منتشر خواهد شد. آثار فرجامی در مجلات کارنامه، کلک، باران، و سیمرغ به چاپ رسیده اند.  این شاعر و مترجم طی هشت سال اخیر به روان درمانی اطفال آسیب دیده و معلولین اشتغال داشته است.

 

 


لیلا فرجامی


شب یکم

 

امروز هر چه می رفتم
به خانه نمی رسیدم
در من دهان شب
ماه را بلعیده بود

خواب رفتم و عروس شدم
داماد پیشاپیش مُرده بود
و غریبه ای گفت انکحتک و زوجتک....

"بله بله بله
بی حجله و شمعدان و نان
با آینه
ازدواج می کنم"

بیدار شدم:
انگشتری که دنیا به دستم کرده ست
حلقه ی تنگی ست
از غبار.
 

سه مکث

لیلا فرجامی

 

...

هستی مادرم در تاریخ دامن اش ثبت شده ست:

مینی، ماکسی، کلوش، پلیسه، و چاک دار.

روزی که من به دنیا آمدم

هستی اش زیر چادری مخفی بود:

سیاهی به گِردِ روحم.

 

...

مادر بزرگم کچل نبود

اما روی روسریش

مقنعه ای داشت

و روی مقنعه

چادری

و روبنده ای.
 

موهایش می توانستد هر آن  به گرد گلوگاهش

مارهای عظیمی شوند

اگر پدربزرگم

خانه شان را جهنم می کرد.

 

 

...

پدرٍ پدر بزرگم قفسی داشت برای پرنده هایش

قفسی مثل هر قفس دیگر

با میله های گرداگرد و ارزن دانی کوچک.

پدر بزرگم هم

قفسی داشت برای پرنده هایش.

پدرم هم قفسی داشت برای پرنده هایش

پرنده هایش:

که من بودم و شعرهایم.