بایگانی      صفحه اول        شعر      نگاه      کتابخانه      پیوندها      شعر، علیه فراموشی      ویژه ی 8 مارس

 

خلیل پاک نیا  

نظامی عروضی که چهار مقاله ی مشهور ادبیات ما را نوشت، شعر را یکی از  چهار عمل شاق و فعل شریف می دانست. هنوز هم  این شرافت شعر است که همه ی دیگر شکل های هنری درنهایت ، تلاش می کنند تا به آن نزدیک شوند. 

 نشستن پشت میز یا روی مبل، به دیوار یا سقف خیره شدن، گاه گاهی چند سطری نوشتن، بعد یکی دوتا را خط زدن ، عمل شاقی نیست، اما چرا گاهی حاصل اش  مثل همین شعر برف می شود ؟  که هربار با نزدیک شدن بهار در هر کوی و برزن آب می شود .آیا این نیست که به یاد ماندنی است؟ 

زردها بی خود قرمز نشده ند
قرمزی رنگ نینداخته است
بی خودی بر دیوار...

گرته ی روشنی مرده ی برفی، همه کارش آشوب،
بر سر شیشه ی هر پنجره بگرفته قرار.
 

آیا در لذت متن و توانایی انتخاب ، آزادی انسانی پنهان نیست ؟

 

صبح پیدا شده از آن طرف کوه "ازاکو" اما
" وازانا " پیدا نیست
.

 

آیا با دورشدن از زبان اقتدارگرا  به عدالت شعری نزدیک نمی شود؟
 ومثل هر شعر خوب، کار آن هاتف رند پرستشگاه هراکلیتوس را بیاد نمی آورد:
نه می گوید و نه پنهان می کند ، اشاره می کند.

  

برف

 

زردها بی خود قرمز نشده ند
قرمزی رنگ نینداخته است
بی خودی بر دیوار.
صبح پیدا شده از آن طرف کوه "ازاکو" اما
"
وازانا " پیدا نیست.
گرته ی روشنی مرده ی برفی، همه کارش آشوب،
بر سر شیشه ی هر پنجره بگرفته قرار.


"
وازانا "  پیدا نیست
من دلم سخت گرفته است از این
میهمان خانه ی مهمان کش روزش تاریک
که به جان هم
 نشناخته انداخته است:
چند تن خواب آلود
چند تن نا هموار
چند تن نا هشیار.

 

  بازگشت به صفحه ی بزرگداشت نیما یوشیج