![]() |
|
|
بایگانی صفحه اول شعر نگاه کتابخانه شعر، علیه فراموشی پیوند ها |
|
شعری از سیما مقدم ونیز مال ِ همه بود
فضای ِ همیشه خالیی ِ میان ِ بناهای بتونی همآنجا که چراغهای راهنمایی رنگ عوض میکنند آنجا که همهی آدمها شبیهاند به هم به شان نامی بده و رقصی ببخش هماین کافی است تا پریشانشان کنی نام و رقص ازشان بگیر آنگاه بناهای بتونی خواهد ماند در فضای خالی همآنجا که صدای زمزمه در انفجار بازارها، حمله برای سرگردان کردن آمبولانسها آغازی برای ویرانی هر چیزی خون و خون و خون و شکستهگی سکوت مینوشیم و مست میرویم سوی مسجد خدا در قبای سپید آلودهاش به خون که از آسمان میبارد آشفته از کابوس، در بستر
سکوت چهگونه سوی ما خواهد آمد عشق را چهگونه به آغوش خواهیم کشید زمزمهی نرم باران را چهگونه خواهیم شنید در این بارش که خیابانها را رودخانه میکند میان این بناهای ونیزی
دسامبر 2007
|