![]() |
|
|
بایگانی صفحه اول شعر نگاه کتابخانه شعر، علیه فراموشی پیوند ها |
|
الیاس قنواتی
نام این شعر هر زهر ماری که دوست دارید
به تنم اتو می کشید کسی که قرار نبود زن باشد همیشه با نوازش شروع می شود . با دو پا که در من رفت زندگی آغاز شد طرز لطیفی از عشق تماس مدام تن با من من شلوار آقای ایکسم مرا پا کرد و بیرون زد از توی سوراخ تنم سیگارش را بیرون کشید سر در گم سردرگمی یک عشق بود بی آن که به من زبانی داده باشد این را با خودکاری می نویسم که حرام زاده دیر هل داد توی سوراخم من عاشق حرام زاده بودم و می دانم می خواهد با اتو تنم را بسوزاند زنی که حالا به جای من است
|