بهاره رضایی

 

 زینت جهانْ شاه *

 

 

از خیاطْ خانه ی امیریه گذشتم ؛

جوانى ى من

پشت یك میز اَرج ِ سَفَری

كوكْ شُل می زد

الگو می كشیدم

بُرِش می زدم

رنگِ سال؛

یشمی بود

جشن تیرگان نزدیك بود

باید برای دختر اَمین الدوله

یك دِكُلته ی مروارید دوزی می دوختم...

 

هر روز

پشت یقه های بسته

خفه می شدم

اما خانه داری تكمیلی را

 دست ِ كم نمی گرفتم

هنوز بوتیك های شانزه لیزه را

تجربه نكرده بودم

حتا مِزون ِ مادام بالْمِن را.....

 

ماكسی هایی كه می دوختم

آب می رفت

و جوانی من

در رودِ سِن

خودكشی می كرد.....

 

سوزن می زدم به خودم

جادُكمه باز می كردم

چرخ می شدم

و پلیسه می كردم ذهنم را

فرخی یزدی می خواندم

و بخیه می زدم لب هایم را

و یك صدای مُمتدِ خاموش می گفت :

باید تاج گذاری كنم.

-----------------------------------------

*اولین زنی كه "مُد" را به ایران آورد.