|
|
|
|
بایگانی صفحه اول شعر نگاه کتابخانه شعر، علیه فراموشی پیوند ها |
|
|
روح انگيز كراچي |
|
چندين هزاران سال شد تا من به فرياد آمدم
تقسيم بر پنج حلقه اي به انگشتم بندي به گردنم دستبندي به دستم زنجيري به پام حلقه اي به گوشم حلقه به گوشم ... آقا ....! * * * آقا ...! اگر اجازه بفرمايي مخدرة پرده نشيني مستورة كمينه خاتوني از بي بي يان اَقراني اُناثي از مادينگان نسائي از جنس اِِمرأة يا بانويي ز بانوان حرم مِِلك يمين شمايند ..... اين كمينه گان (1) * * * وَ من ... هنوز ... به گونة غريبي ...زنم "زني" به شكل ِصيغه " امر "(2) كه هر شب در زير زمين خانة پدريتان صرف مي شود براي اثبات مرديِِ تان * * * نصيب من از خورشيد زمستان بود وُ ترس وُ دهاني دوخته چه دير رسيد نقطه آخر ....! به من . و تا هنوز ....... شبِ غريبي كنار دورهاي هميشه است و پهلوي چپ مقصر....! شير ، بهرة پسرم وَ سهم ِ دخترم ، پستان ِبريدة من ...!(3) چه قدر شبيه زاغ شده ام ...! چرا مرا به نام نمي خواني ..؟ * * * غبار كه بر مي دارم از آوازهاي كهنه و سال هاي معطّل عشق واژة نامشروعي مي شود وَ آغشته فضا به بوي شرم وُ دريغ ..... * * * غريبه است زني كه رو به روي من در آينه نشسته است......! 1.ملك يمين در ا صطلاح فقهي رابطه ميان كنيزان و صاحبان آنها است كه نوعي نكاح خاص است كه به موجب آن رابطه زناشويي بر اي صاحب حلال است و ازحيث احكام با نكاح دايم و منقطع متفاوت است 2. "زن " فعل امر از زدن 3. سندي از دورة قاجاريه در كتابخانه ملي موجود است مبني بر شكايت از مردي كه پستان همسر خود را به جرم زاييدن دختر بريده است .!
|
|