|
بایگانی صفحه اول شعر نگاه کتابخانه پیوندها شعر، علیه فراموشی ویژه ی 8 مارس |
|
این بازی رشته های مرا پنبه می کند
1
انگار توداری پیر می شوی و سطرهای فراموشی به یاد خاطره های تو اینک به حس جنونی شبانه می ریزد با این همه تودرباد های ممنوع چیزی مخوان قهوه ات را تنها بنوش
2
می آید با عطر سرخ گیسوانش ازتمام کوچه باغ های سبز کودکی چقدر من درقاب های رنگین کمانت دوباره زلال می شوم بار دیگر با شنبه های پاییزی ات من ازراه می رسم
3
کلمات نقره ای میان عصرهای وطن پس درما چگونه پیر می شوند این بازی رشته های مرا دوباره پنبه می کند خیال کن ماهرگز چنین نبوده ایم نگاه کن ردوازه های ناتمام و عینک سرخ ات این تمام رویایی ست که مرا به سرزمین تو باز می رساند پدر
شهریور85
|