|
|
|
بایگانی صفحه اول شعر نگاه کتابخانه شعر، علیه فراموشی پیوند ها |
|
یادم آمد متاسفم و شانه به شانه اش به گریه افتادم یادم آمد صدای رنج بلعیدنی نیست ببلعم و بچه های قانونی بسازم... نبلعم و شانه ام بلرزد که عاشقم... یادم رفته بود عاشقم گمانم نبود این مرد که روزی به چال ِ گونه ام می خندید ، زود به گریه می افتد می آید و اندوه را شماره می کنم اگر نبود ، مهربان ِ دیگری بودم اگر نبود ، مهربان ِ مهربان ِ دیگری بودم و این صدای ِ رنج شبیه تاسفم نبود.
|